تبادل نظر برای بهبود فرهنگ و سبک زندگی فردی و اجتماعی.
 

آینه چون نقش تو

چرا کار فرهنگی؟

چرا کار فرهنگی؟
با سلام و احترام. خواهشمند است مطلب زیر را حتما بخوانید.
من مدتی بعد از بازنشستگی کم کم کارهای فرهنگی را به منظور بهبودی و اصلاح خود و خانواده و جامعه شروع نمودم و به موازات پیشرفت رایانه و تبلت و موبایل و اینترنت ، روز به روز فعالیت خود را گسترش دادم و در حال حاضر تعداد زیادی مخاطب فارسی زبان در ایران و جهان دارم که مطالب ارسالی مرا می بینند و نظر می دهند و نحوه ی کار من هم این است که اولا من برای افرادی که بیشتر دوستشان دارم و سلامتی روح و جسم و زندگیشان برای من مهمتر است با رغبت بیشتری کارهای فرهنگی ارائه می دهم و از آنان هم به اندازه یک کلمه انتظار تشکر و قدردانی یا پاسخگوئی ندارم ولی اکثریت آنان یا تشکر می کنند یا پاسخ می دهند یا انتقاد می کنند و مرا راهنمائی می کنند تا مطالب مفیدتری برایشان بفرستم. بنابراین وقتی مثلا من یک طرحی درست می کنم و زیانهای سیگار و قلیان و مواد مخدر و روانگردان و نوشیدنی ها و مواد و غذاها و کالاهای مضر و مسموم و بنجل داخلی و خارجی را می نویسم و آن طرح را روی صدها گروه فیسبوکی و اینترنتی می گذارم که بتوانند چند میلیون نفر مخاطب از آن طرح استفاده نمایند ، پیش خود می گویم واقعا چرا آن طرح را برای فرزندان و خواهران و برادران و سایراقوام و دوستان و همسایگان دور و نزدیک خود نگذارم تا اگر دوست داشتند استفاده نمایند؟ مانند شمعی که هم یک نفر می تواند از نور آن استفاده نماید و هم ده نفر دیگر می توانند از نور آن استفاده نمایند ، نباشم ؟
بر همین اساس ، علاوه بر فارسی زبانان داخل و خارج ، تمام اقوام و همسایگان خود را هم مد نظر قرار دادم و برایشان پیامهای فرهنگی ارسال نمودم...
حتی بعضی از آنان در پاسخ من نوشته اند ما از بس که دروغ و شایعات بی پایه و اساس و منحرف کننده و مسموم در فضای مجازی به خوردمان داده اند ، جانمان به لبمان رسیده است و از اینکه عده ای برای ما مطالب راست و حسینی و واقعی و آموزنده و فرهنگی روی فضای مجازی بگذارند ، خوشحال می شویم.
با تشکر از شما ، عباس عبدالهی. farhang404.ir
1394/12/27

اول فرهنگ بعد زندگی

فرهنگ شهروندی یعنی کشک.

۱۰ وقتی فرهنگ شهروندی به فراموشی سپرده شودسلام و خداحافظی با زبان بوق/ یادی از شعار از یاد رفته شهر ما خانه ماخبرگزاری فارس: سلام و خداحافظی با زبان بوق/ یادی از شعار از یاد رفته شهر ما خانه ما
بسیاری از افراد در جامعه ما عادت دارند به جای سلام و احوالپرسی عادی، این کار را با بوق اتومبیل‌شان انجام دهند و موجب آزار دیگران شوند؛ این همان فرهنگ شهروندی است که گویی به فراموشی سپرده شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، تابلوی رو‌به‌رو نشان می‌دهد که اینجا یک مرکز درمانی برای بیماران مغز و اعصاب است، از رفت‌وآمد افراد هم مشخص است که حالشان تعریف چندانی ندارد و حین خروج از مرکز و با پا نهادن در خیابان چهره خود را درهم می‌کشند و برخی نیز دستشان را روی گوششان گذاشته‌اند تا از شنیدن صدای هیاهوی در خیابان رها شوند.

آلودگی صوتی به معنای واقعی در شهر پیچیده؛ صدای بوق‌های مکرر، صدای ضبط ماشین‌ها و هزاران صدای مختلف دیگر که هر کدام به نوعی در ایجاد این آلودگی سهم دارند و موجب اذیت و آزار شهروندان می‌شوند.

پرده نخست:

نزدیک میدان که می‌رسی صدایی از گوشت رد می‌شود و به مغزت می‌رسد و مستقیم بر روی اعصابت سوهان می‌کشد، صدای تق تقی است که جوانی برای نمونه آنها را به هم می‌کوبد تا مردم را جذب خود کند.

کودکی دست و چادر مادرش را می‌کشد تا به سمت تق‌ تقی‌ها بیاورد و با داد و فریاد می‌خواهد تا یکی از آنها را برایش بخرد. مادر چادرش را به دندان گرفته و همچنان می‌خواهد مقاومت کند، اما فایده‌ای ندارد؛ با حرص به فروشنده نگاه می‌کند و بالاخره می‌خرد.

پرده دوم:

تاکسی در ایستگاه خود منتظر مسافران است تا حرکت کند، فرصت را غنیمت شمرده و سیگاری روشن کرده تا در این فاصله تفریحی کند، مسافری سوار می‌شود، راننده همچنان بدون توجه سیگار می‌کشد و با تمام توان فوت می‌کند.

مسافر مختصر سرفه‌ای می‌کند؛ اما نه، مثل اینکه راننده حاضر نیست از فیلتر سیگار هم بگذرد قسمت پایانی را نیز با ولع می‌کشد و در نهایت دودها را به درون دهان می‌بلعد و به راحتی حس لذت را می‌توان در چهره‌اش دید.

بطری آب را از زیر صندلی بیرون می‌کشد و برای تکمیل تفریحش آبی خنک می‌نوشد و سپس آدامسی در دهان می‌گذارد و پس از سوار شدن همه مسافران، صدای رادیو را که آهنگی شاد پخش می‌کند زیاد کرده و پا را بر روی گاز می‌فشارد و طبق مسیر می‌رود.

پرده سوم:

صف طویل عابر بانک و آه‌هایی که مردم به واسطه خستگی می‌کشند و با رفتن هر نفر یک قدم به جلو بر می‌دارند، فردی که دارد از طریق عابر بانک پول می‌گیرد بسیار معذب است و مدام شخص پشت سری خود را با نیم نگاهی زیر نظر دارد.

مرد به روی خودش نمی‌آورد و تا آنجایی که می‌تواند سرش را جلو برده و درون مانیتور را نگاه می‌کند، آنقدر دقت دارد که حواسش به نگاه‌های عصبانی فرد جلویی‌اش نیست و گویی مأمور شده تا کنترل حساب کند.

کار مرد تمام می‌شود، اما ناراحت از اینکه کسی تا چه حد می‌تواند به خودش اجازه دهد وارد حریم شخصی دیگران شود، نگاهی با تأسف به پشت سری‌اش می‌اندازد و به زحمت از صف خارج می‌شود.

پرده چهارم:

آنقدر راحت راه می‌رود و تخمه می‌خورد که انگار در خانه خود نشسته است؛ بدون هیچ احساس معذوریتی پوست تخمه‌هایش را در پیاده‌رو می‌ریزد و می‌رود و همزمان دارد با صدای بلند با تلفن همراه خود نیز صحبت می‌کند و هیچ توجهی به اطراف ندارد.

نزدیک اتوموبیلش که در کنار خیابان به صورت دوبل پارک کرده، می‌شود و پلاستیک زباله‌ای را که در پشت صندلی‌اش آویزان کرده برمی‌دارد و به سمت سطل پیاده‌رو پرتاب می‌کند که خوب نشانه نمی‌گیرد و پاکت زباله‌ها در کنار جوی آب متلاشی شده و مقداری هم درون آب می‌ریزد.

پرده پنجم:

ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه بامداد را نشان می‌دهد، کوچه خلوت است و گربه‌ها مشغول انجام وظیفه که پاکت زباله‌ها را یک به یک بررسی کنند.

درب یکی از خانه‌ها باز می‌شود و سکوت کوچه در هم می‌شکند صدای خنده‌های بلند و تشکر و خداحافظی که در کوچه می‌پیچد و در نهایت نیز میهمانان سوار اتومبیل‌های خود می‌شوند و در پایان بعد از این همه هیاهو با بوق‌های مکرر بار دیگر مراسم تجلیل را اجرا می‌کنند و گاز می‌دهند و می‌روند.

اگر قرار باشد این نمایشنامه را ادامه دهیم می‌شود مثنوی صد من کاغذ که پایان ندارد؛ اینکه موتورسوار‌ها چگونه در پیاده‌رو جولان می‌دهند و با صدا‌های عجیب و غریب موجب آزار شهروندان می‌شوند و اینکه برخی چنان صدای ضبط ماشین‌شان را بلند می‌کنند که گویی در این دنیا نیستند و مردم را نمی‌بینند؛ همه و همه به دلیل بی‌توجهی به فرهنگ شهروندی است.

گاهی دیده می‌شود، افراد بدون اینکه به خود زحمت دهند و شیشه ماشین را پایین بیاورند با دیدن آشنایان خود فقط دست را بر روی بوق گذاشته و به سلام و احوالپرسی می‌پردازند و در مواقعی هم برای اعتراض، دعوا و بیان دیگر احساسات خود از وسیله‌ای بنام بو
ق استفاده می‌کنند که اصلاً تولیدکننده هنگام ساخت، فکرش را هم نمی‌کرد که این ابزار تا این حد عملکرد داشته باشد.

با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، افراد بجای اینکه آگاهی خود را افزایش دهند و در زمینه فرهنگ شهروندی موفق عمل کنند و از بسیاری کشور‌های پیشرفته دنیا الگو بگیرند، تنها به دانسته‌های خود اکتفا کرده و بدون در نظر گرفتن شرایط رفتار می‌کنند.

خودخواهی دلیل اصلی بی‌توجهی به فرهنگ شهروندی است که خود نوعی معضل اخلاقی به شمار می‌آید و متأسفانه افراد در بعضی از مواقع طوری رفتار می‌کنند که جز ابراز تأسف نمی‌شود چیز دیگری بیان کرد.

وقتی انسان وارد زندگی اجتماعی می‌شود، باید خود را جزئی از جامعه بداند و با رفتار‌های ناخوشایند موجب اذیت و آزار شهروندان نشود.

وقتی صاحب یک رستوران از کشیدن سیگار توسط مشتریان خود می‌گوید، واقعاً جای تعجب دارد که یک فرد اجتماعی چگونه می‌تواند در مکانی که مردم برای تفریح و خوردن غذا به آنجا می‌روند با دود سیگار فضا را آلوده کند.

مهدی سعادتی با گلایه از رفتار‌های برخی شهروندان ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه در تابلویی ممنوع بودن استعمال سیگار اعلام شده، بعضی از مشتریان پس از اتمام غذا سیگار روشن می‌کنند و زمانی ‌که کارکنان رستوران به آنها تذکر می‌دهند می‌گویند که عادت دارند بعد از غذا سیگار بکشند.

وی می‌افزاید: انسان به بسیاری از رفتار‌های خوب یا بد عادت دارد، اما در مجامع عمومی علاوه بر خود باید شرایط دیگران را نیز در نظر بگیرد و با رعایت قوانین به حقوق خود و دیگر شهروندان احترام بگذارد.

جای خالی فرهنگ شهروندی در شهر

مرضیه امیرجهانی، یکی از شهروندان قمی با اشاره به ریختن زباله در مکان‌های زیارتی می‌گوید: متأسفانه برخی از افراد در حرم مطهر حضرت معصومه(س) نیز حرمت نگه نمی‌دارند و دیده می‌شود که پس از نوشیدن آب با وجود سطل زباله، لیوان خود را درون آبخوری رها کرده و زحمت خادمان را چندین برابر می‌کنند.

وی در ادامه اضافه می‌کند: در مواقع زیادی هم دیده می‌شود در پایان عروسی بسیاری از افراد علاوه بر بستن خیابان‌ها و ایجاد صدا‌های عجیب و غریب، با ریختن زباله خیابان‌ها را آلوده می‌کنند که این رفتار‌ها به دور از مسلمانی است و اگر هرکسی شهر خود را مانند خانه خود بداند، هیچگاه به چنین رفتار‌های ناشایستی دست نمی‌زند.

شاید اگر در این زمینه فرهنگ‌سازی بیشتری توسط دستگاه‌های مختلف صورت بگیرد، کمتر شاهد بروز چنین اتفاقاتی باشیم و بعضی افراد نیز به اشتباهات و رفتارهای ناشایست خود پی ببرند.

=============

گزارش: سمانه روشنایی

=============

انتهای پیام/2258/ذ40/آ3004
راننده ی محترمی که گواهی نامه هم داری ،
بر اساس قانون بوق زدن در مناطق مسکونی ممنوع است.
با تشکر از شما ، عباس عبدالهی.

ترقه نماد بی فرهنگی


جای زباله.

بی تفاوتی

قانون و مقررات چی؟ کشک چی ؟ پشم چی؟

قانون و مقررات چی؟ کشک چی ؟ پشم چی؟ ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند ، بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست بعضی از افراد ، وقتی در ساعات استراحت خود ، با صدایِ گوشخراشِ بوقِ اتومبیل یا موتور سیکلتی ، از خواب می پرند ، از شدت خشم ، فریاد می زنند ، و می گویند ، ای بر هرچه آدم مردم آزاره ، لعنت ... ولی خودشان در مناطق مسکونی ، هرچه دلشان خواست بوق می زنند... در یک مجتمع مسکونی ، ساکنی بود که هرچه به وی می گفتیم ، و خواهش و تمنا می کردیم که ای همسایه محترم ، انسان یا اینکه در شهر و مجتمع مسکونی سکونت نمی کند ، یا اینکه موظف است ، قانون شهرنشینی و آپارتمان نشینی را رعایت کند... ولی آن شخص ، گوشش به این حرف ها بدهکار نبود و مرتب می گفت ، بابا ، قانون و مقرراتِ چی ؟ کشکِ چی؟ قانون دیگه کیلو چنده بابا دلت خوشه ... خلاصه ، آن فرد ، حتی در ساعت سه ی بامداد هم از منزلش صدای رادیو و پخش و تلویزیون و ماهواره بلند بود و حتی در ساعت سه ی بامداد هم بوق می زد و در کف واحد خود تاق و توق و ضربه و رقص و پایکوبی می کرد و همه همسایگان از دست وی در عذاب بودند و در راهرو و قسمتهای مشترک ساختمان زباله می گذاشت و زباله و ته سیگار و پوست تخمه و آجیل پخش می کرد ... تا یک شب که یادش رفته بود ، شیشه اتومبیلش را بالا بکشد ، هرچه در اتومبیلش داشت به سرقت رفت... صبح که متوجه شد ، از داد و فریاد و ناسزا گوئی همه را دور خودش جمع کرد و مرتب فریاد می زد این چه مملکتیه ؟ این چه قانونیه؟ چرا مملکت قانون ندارد که مال و اموال مردم را به سرقت می برند؟ همه مردم به وی گفتند ، مگر خودت چند سال است که نمی گفتی ، قانون چی ؟ کشک چی؟ پشم چی؟ با تشکر از شما " عباس عبدالهی"

فرهنگ و مدیریت ﮊاپنی

فرهنگ و مدیریت اپنی ، اینها یعنی خداشناسی و انسانیت:
13ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ( Japan ﮊﺍﭘﻦ ) ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ .

📣 ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼً ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
📣 ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻌﻤﻮلا ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ !
📣 ﺩﺭ ژاپن ﺧﺎﻧﻪ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !
📣 ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﯾﮏ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ !
📣 ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ۷۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ !
📣 ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ !
📣 ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ !
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
📣 ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ژاپن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﮐﺎﺭﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
📣 اﺯ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ، ﻫﯿﭻ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !

ﺩﺭ ژاپن ... !!!

ﯾﮏ :
👈 ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﺴﻠﯽ ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ .

ﺩﻭ :
👈 ﻫﺮ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﮊﺍﭘﻦ ﮐﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﻀﻮﻻﺕ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺣﺮﺻﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺳﻪ :
👈 ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺭﺍ " ﺍﯾﻨﺠﯿﻨﺮ ( ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ"ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ و ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ۵ ﺍﻟﯽ ۸ ﻫﺰﺍﺭ دلار آمریکایی ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﮐﺘﺒﯽ ﻭ ﺷﻔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ .

ﭼﻬﺎﺭ :
👈 ﮊﺍﭘﻦ ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ( ﻧﻔﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻭ ﺯﻏﺎﻝ ﺳﻨﮓ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻭ ﻣﺲ ﻭ ... ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ) ﻭ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺻﺪﻫﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ .

ﭘﻨﺞ :
👈 ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻃﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ، ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻤﺐ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺩ .

ﺷﺶ :
👈 اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ، ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻠﻤﻪ " ﺑﯽ ﺻﺪﺍ " ﯾﺎ (silent) ﺍﺯ ﮐﻠﻤﻪ " ﺍﺧﻼﻕ" ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻫﻔﺖ :
👈 ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺭﺳﯽ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺷﺸﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ (ﮔﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﺧﻼﻕ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺷﯿﻮﻩ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .

ﻫﺸﺖ :
👈 ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺸﮑﺎﺭ ﻭ ﺧﺪﻣﻪ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ .

ﻧﻪ :
👈 ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺗﺎ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ " ﻣﺮﺩﻭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺪﻑ ﺗﺮﺑﯿﺖ، ﻧﻬﺎﺩﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻭ ﺗﻠﻘﯿﻦ .

ﺩﻩ :
👈 ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﻏﺬﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺷﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ... ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ .

ﯾﺎﺯﺩﻩ :
👈 ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﺴﻮﻟﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ، ﺑﺎﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ، ﻫﺮ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻗﺘﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎ ﺣﺮﯾﺺ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ :
👈 ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺮﻑ ﻏﺬﺍ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﺳﯿﺰﺩﻩ :
👈 ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺁﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ی ژاپن ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﮊﺍﭘﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...
.
.
.
یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد : نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست .
با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند .
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده .
http://farhang404.ir/

خطر مرگ ۲

خطر مرگ ۱

کله چیست؟

 
  BLOGFA.COM