چرا بشر امروز اینقدر گرفتار است؟
بعضی مواقع ما فکر می کنیم که آنقدر گرفتاریم که حتی از خدا هم غافل می شویم . یعنی فکر می کنیم دیگر وقتی برایمان نمی ماند که به خدا هم توجه کنیم و بگوئیم خدایا ، ما بنده تو هستیم ، خدایا ما شکر گزار تو هستیم... اگر به گرفتاری های خود دقت کنیم ، در می یابیم که ما خودمان با دست خودمان خود را در اقیانوسی از مشکلات و گرفتاریها و بلاها و بدبختی ها انداخته ایم که اصلا شب و روز را از هم تشخیص نمی دهیم... یعنی ما زندگی را به صورت هزاران کلافِ سردرگم و هزاران سر در آورده ایم که آن سرش ناپیدا است... ما با دست خود ، خودمان را به انواع دخانیات و مواد مخدر و عادات غلط و بیهوده و جانکاه مشغول نموده ایم... حتی قوانین و مقررات و برنامه هائی اشتباه داریم که باعث سر در گمی و گیجی و کلافه شدن ما می گردند... حتی دین ، که دستوراتی بسیار ساده و روشن دارد و در یک کلام به معنی دوری از گناهان بزرگ و کوچک و متوسط و زشتی ها و بد اخلاقی ها است ، به صورت همان ، هزاران ، کلاف هزاران سر و سر در گم در آورده ایم و در باره آن میلیاردها کتاب و مقاله و حدیث و روایت و رساله و تفسیر و رسانه و ادعیه و روضه و مناجات و زیارتنامه و مسجد و حسینیه و منبر و گنبد و مناره و بقعه و حرم و مداحی و گریه و زاری و شیون و عزاداری و حتی خرافات و توهمات و غیره ذالک درست کرده ایم که دین را در چشم کودکان و نوجوانان و جوانان و دیگران بصورت یک کوه عظیمی از شکیات و شبهات و داستانها در آورده است و تا آنجا که مردم حتی از شنیدن کلمه دین هم وحشت دارند ... در حالیکه دین یعنی پرهیز از گناه و زشتی و بد اخلاقی و دین یعنی اینکه دنیا برای همه موجودات زنده بهشت واقعی باشد نه جهنم واقعی ، نه جنگ و قتل و غارت و آتش و خون و فتنه و جهل و نادانی و نفاقی که امروز همه شاهد آنیم... ما فکر می کنیم دین یعنی فقط ، همین ادعیه و گریه و زاری و روضه و نوحه و عزاداری و مسجد و غیره . برای همین است که یک عمر مانند ریگ بیابان دروغ می گوئیم ، غیبت می کنیم ، تهمت می زنیم ، حرامخواری و ربا خواری و قمار و رشوه خواری می کنیم ، تبعیض و پارتی بازی و حقکشی و ظلم و ستم و دزدی و اعتیاد و و فساد و گرانفروشی و فروش دخانیات و مواد مخدر و روانگردان و میلیاردها نوع گناه و تخلف و قانونشکنی و بد اخلاقی و بی فرهنگی و رنگ و ریا و تزویر دیگر ، مرتکب می شویم...
بنابراین بهتر است بگوئیم ، چون ما به خدا نمی رسیم و از خدا غافلیم و به خلق خدا محبت نمی کنیم ، و به خلق خدا و موجودات زنده دیگر ستم می کنیم ، این همه گرفتاریم... " عباس عبدالهی"