تبادل نظر برای بهبود فرهنگ و سبک زندگی فردی و اجتماعی.
 

یارب بستان داد فقیران ز امیران

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفت از بهر غرامت جامه­ات بیرون کنم
گفت پوسیدست جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی
گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

پروین اعتصامی

ما با فساد و فحشا و منکرات و گناه مخالفیم.

ما با خدا و انبیا و ائمه و اشخاص خوب مخالف نیستیم.
بعضی وقت ها اینجانب ، پُستها یا نظراتی می گذارم مبنی بر اینکه ، یک مملکت شیعی یا اسلامی و امام زمانی که خود را ام القراءِ اسلام می داند و ادعای مدیریت جهانی را دارد و خود را منتظر امام زمان ع می داند ، نباید هزاران برابرِ بلاد کفرو خدا ناباور، درون آن ، فساد و فحشا و منکرات و گناه و فسق و فجور و ظلم و ستم و بیعدالتی و دزدی و اختلاس و غارت و چپاول و ارتشا و ربا و دروغ و گرانفروشی و رنگ و ریا و تزویر و عوامفریبی و خرافات و اوهام و توهمات و جادوگری و فال و اعتیاد و دود و دم و قاچاق و مانند اینها باشد... بنابراین اکثریت کاربران محترم مرا لایک می کنند یا از من تشکر می نمایند یا سکوت می کنند و تک و توکی از کاربران محترم هم قبل از مطالعه ی دقیق مطالبم ، به من می گویند وهابی و بهائی و سنی و یهودی و مسیحی و کافر و داعشی و ده ها چیز دیگر که باید به همه آن عزیزان بگویم:
اینجانب چه علامه باشم چه مجتهد چه روحانی چه بی دین چه با دین چه شیعه چه سنی چه مسیحی چه یهودی و بهائی و وهابی و غیره فقط بدانید که با ائمه ع و اشخاص خوب ، مخالف نیستم و وقتی می دانم که ائمه ع هیچگاه اهل دروغ و دزدی و فساد و فحشا و منکرات و اختلاس و هرگونه گناه دیگر نبوده اند که به نظر من نبوده اند ، راه آنان را در پیش گرفته ام و می گیرم و از کسی اجازه نمی گیرم... پس مشکل ما ائمه و صحابه و اینها نیستند. ما با انبیا و ائمه و صحابه و یا اشخاص خوبِ دیگرمخالف نیستیم ، اصلا به ما ربطی ندارند. علی ع خوب بوده خودش به بهشت می رود. خدای نخواسته بد بوده خودش به دوزخ می رود. اگر علی ع خوب بوده من به بهشت نمی روم من فقط بوسیله ی اعمال خوب خود به بهشت می روم ، من بجای پارتی بازی و رابطه بازی وتوسل و طلب شفاعت از انبیا و ائمه و امام زادگان ع و غیره فقط مواظب اعمال خویشم تا به بهشت بروم . من فقط خدا را صدا می زنم و به بندگان خدا کاری ندارم ، زیرا خودم هم بنده ی کوچکِ خدا هستم مثل بقیه. حتی همه انبیا و ائمه هم در برابر عظمت خدا رقم صفر هستند و اول ، همه آنان در روز یوم الحساب محاکمه می شوند و محاکمه ی انبیا و ائمه و پادشاهان و رئوسا و مدیران و مسئولین ، بسیار دقیق و سنگین خواهد بود...و هرکسی در گروی اعمال خویش است . ما با خدا و انبیا و ائمه و اشخاص خوبِ دیگرمخالف نیستیم ، ما با دزدی و اختلاس و فساد و فحشا و منکرات و میلیاردها گناه و فسق و فجور در بلاد اسلامی مخالفیم. 
با تشکر از همه کاربران محترم "عباس عبدالهی"

پایگاه اطلاع رسانی کانون وکلای دادگستری مرکز

پایگاه اطلاع رسانی کانون وکلای دادگستری مرکز

بخش اول‌: قسمتهاي مختلف ساختمان

فصل اول‌: قسمتهای اختصاصی‌

    ماده 1 ـ قسمتهایی از بنا، اختصاصی تلقی می‌شود که عرفا برای استفاده انحصاری شریک ملک معین یا قائم مقام او تخصیص ‌یافته باشد.

    ماده 2 ـ علاوه بر ثبت اراضی زیربنا و محوطه باغ‌ها و پارک‌های متعلقه برای مالکیت قسمتهای اختصاصی نیز باید بطور مجزا سند مالکیت صادر شود، مشخصات کامل قسمت اختصاصی ‌از لحاظ حدود طبقه‌، شماره‌، مساحت قسمتهای وابسته‌، ارزش و غیره باید در سند قید گردد.

فصل دوم‌: قسمتهای مشترک

    ماده 3 ـ قسمتهایی از ساختمان و اراضی و متعلقات آنها که به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم مورد استفاده تمام شرکا می‌باشد قسمتهای مشترک محسوب می‌گردد و نمی‌توان حق انحصاری برآنها قایل شد.

    تبصره ـ گذاردن میز و صندلی و هر نوع اشیای دیگر و همچنین نگاهداری حیوانات در قسمتهای مشترک ممنوع است‌.

    قسمتهای مشترک در ملکیت مشاع تمام شرکای ملک است‌، هرچند که در قسمتهای اختصاصی واقع شده باشد و یا از آن قسمتهاعبور نماید.

    ماده 4 ـ قسمتهای مشترک مذکور در ماده 2 قانون تملک آپارتمانها عبارت است از:

    الف ـ زمین زیربنا خواه متصل به بنا باشد یا بنا بوسیله پایه روی‌آن قرار گرفته باشد.

    ب ـ تاسیسات قسمتهای مشترک از قبیل چاه آب و پمپ‌، منبع ‌آب‌، مرکز حرارت و تهویه‌، رختشویخانه‌، تابلوهای برِ، کنتورها،تلفن مرکزی‌، انبار عمومی ساختمان‌، اتاق سرایدار در هر قسمت بناکه واقع باشد، دستگاه آسانسور و محل آن‌، چاه‌های فاضلاب‌،لوله‌ها از قبیل (لوله‌های فاضلاب‌، آب‌، برِ، تلفن‌، حرارت مرکزی‌،تهویه مطبوع‌، گاز، نفت‌، هواکش‌ها، لوله‌های بخاری‌) گذرگاههای ‌زباله و محل جمع‌آوری آن و غیره‌.

    پ ـ اسکلت ساختمان‌.

 تبصره ـ جدارهای فاصل‌بین قسمتهای‌اختصاصی ‌، مشترک بین‌آن قسمتها است‌. مشروط بر اینکه جزء اسکلت ساختمان نباشد.

    ت- درها و پنجره‌ها ـ راهروها ـ پله‌ها ـ پاگردها ـ که خارج ازقسمتهای اختصاصی قرار گرفته‌اند.

    ث -تاسیسات مربوط به راه پله از قبیل وسایل تأمین‌کننده‌روشنایی‌، تلفن و وسایل اخبار و همچنین تاسیسات مربوط به آنهابه استثنای تلفن‌های اختصاصی‌، شیرهای آتش‌نشانی‌، آسانسور ومحل آن‌، محل اختتام پله و ورود به بام و پله‌های ایمنی‌.

    ج ـ بام و کلیه تاسیساتی که برای استفاده عموم شرکا و یا حفظ‌بنا در آن احداث گردیده است‌.

    ح ـ نمای خارجی ساختمان‌.

    خ ـ محوطه ساختمان‌، باغ‌ها و پارکها که جنبه استفاده عمومی‌دارد و در سند اختصاصی نیز ثبت نشده باشد.

بخش دوم‌: اداره امور ساختمان

فصل اول‌: مجمع عمومی‌

طرز انتخاب و وظائف و تعهدات مدیر

    ماده 5 ـ در صورتی که تعداد مالکین از سه نفر تجاوز کند،مجمع عمومی مالکین تشکیل می‌شود.

    ماده 6 ـ زمان تشکیل مجمع عمومی مالکین اعم از عادی یافوِق العاده‌، در مواردی که توافقنامه‌ای بین مالکین تنظیم نشده است‌به موجب اکثریت مطلق آرای مالکینی خواهد بود که بیش از نصف مساحت تمام قسمت‌های اختصاصی را مالک باشند و در صورت‌عدم حصول اکثریت مزبور، زمان تشکیل مجمع عمومی با تصمیم‌حداقل سه نفر از مالکین تعیین خواهد شد.

    ماده 7 ـدر اولین جلسه مجمع عمومی‌، ابتدا رئیس مجمع‌عمومی تعیین خواهد شد و سپس در همان جلسه مدیر یا مدیرانی ‌از بین مالکین و یا اشخاصی خارج از انتخاب می‌شود. مجمع‌عمومی مالکین باید لااقل هر سال یک ‌بار تشکیل شود.

    ماده 8 ـ برای رسمیت مجمع‌، حضور مالکین بیش از نصف‌مساحت تمام قسمتهای اختصاصی با نماینده آنان ضروری است‌.

    تبصره ـ در صورت عدم حصول اکثریت مندرج در این ماده‌جلسه برای پانزده روز بعد تجدید خواهد شد، هرگاه در این جلسه ‌هم اکثریت لازم حاصل نگردید جلسه برای پانزده روز بعد تجدید و تصمیمات جلسه اخیر با تصویب اکثریت عده حاضر معتبر است‌.

    ماده 9- کسی که به عنوان نماینده یکی از شرکاء تعیین شده‌باشد قبل از تشکیل جلسه مجمع عمومی وکالتنامه معتبر خود را به‌مدیر یا مدیران ارائه نماید.

    تبصره ـ در صورتی که مالک قسمت اختصاصی‌، شخصیت‌حقوقی باشد نماینده آن طبق قوانین مربوط به شخصیتهای حقوقی‌معرفی خواهد شد.

    ماده 10 ـ هرگاه چند نفر، مالک یک قسمت اختصاصی باشندباید طبق ماده 7 قانون تملک آپارتمان‌ها از طرف خود یک نفر رابرای شرکت در مجمع عمومی انتخاب و معرفی نمایند.

    ماده 11- مجمع عمومی شرکاء دارای وظایف و اختیارات زیرمی‌باشد:

    الف ـ تعیین رئیس مجمع عمومی‌.

    ب ـ انتخاب مدیر یا مدیران و رسیدگی اعمال آنها.

    پ ـ اتخاذ تصمیم نسبت به اداره امور ساختمان‌.

    ت ـ تصویب گزارش مربوط به درآمد و هزینه‌های سالانه‌.

    ث - اتخاذ تصمیم در ایجاد اندوخته برای امور مربوط به حفظ ونگاهداری و تعمیر بنا.

    ج ـ تفویض اختیار به مدیر یا مدیران به منظور انعقاد قراردادهای‌لازم برای اداره ساختمان‌.

    ماده 12 ـ کلیه تصمیمات مجمع عمومی شرکاء باید درصورتجلسه نوشته و به وسیله مدیر یا مدیران نگهداری شود.

    تبصره ـ تصمیمات متخذه مجمع باید ظرف ده روز به وسیله‌مدیر یا مدیران به شرکاء غایب اطلاع داده شود.

    ماده 13 ـ تصمیمات مجمع عمومی بر طبق ماده 6 قانون برای‌کلیه شرکاء الزام‌آور است‌.

فصل دوم‌: اختیارت و وظایف مدیر یا مدیران‌

    ماده 14 ـ مدیر یا مدیران مسوول حفظ و اداره ساختمان و اجرای تصمیمات مجمع عمومی می‌باشند.

    ماده 15- اصلاحی مصوب 28/10/1353 ـ تعداد مدیران باید فرد باشد و مدت ماموریت مدیر یا مدیران دو سال است ولی ‌مجمع عمومی می‌تواند این مدت را اضافه کند و انتخاب مجدد مدیر یا مدیران بلامانع خواهد بود.

    ماده 16 ـ در صورت استعفا،  فوت‌، عزل یا حجر مدیر یامدیران قبل از انقضای مدت‌، مجمع عمومی فوِق العاده‌، به منظور انتخاب جانشین تشکیل خواهد شد.

    تبصره 1 ـ در صورتی که سه نفر یا بیشتر از اعضای هیات مدیره به جهات فوق از هیات مدیره خارج شوند، مجمع عمومی ‌فوِق العاده باید به منظور تجدید انتخاب هیات مدیره تشکیل گردد.

    ماده 17 ـ تصمیمات مدیران با اکثریت آرا معتبر است‌.

    ماده 18-مجمع عمومی یک نفر از مدیران را به عنوان خزانه‌دارتعیین می‌نماید. خزانه‌دار دفتر ثبت درآمد و هزینه خواهد داشت که‌به پیوست قبوض و اسناد مربوطه برای تصویب ترازنامه به مجمع‌عمومی تسلیم و ارائه خواهد داد.

    ماده 19 ـ مدیر یا مدیران‌، امین شرکا بوده و نمی‌توانند فرد دیگر را بجای خود انتخاب نمایند.

    ماده 20 ـ مدیر یا مدیران مکلفند تمام بنا را به عنوان یک واحددر مقابل آتش‌سوزی بیمه نمایند.

    سهم هر شریک از حق بیمه با توجه به ماده 4 قانون بوسیله‌مدیر، تعیین و از شرکا اخذ و به بیمه‌گر پرداخت خواهد شد.

    ماده 21 ـ مدیر یا مدیران مکلفند میزان هزینه مستمر و مخارج‌ متعلق به هر شریک و نحوه پرداخت آن را قبل یا بعد از پرداخت‌ هزینه بوسیله نامه سفارشی به نشانی قسمت اختصاصی یا نشانی‌تعیین شده از طرف شریک به او اعلام نمایند.

    ماده 22 ـ در کلیه ساختمانهای مشمول قانون تملک آپارتمانهاکه بیش از ده (10) آپارتمان داشته باشد، مدیر یا مدیران مکلفند برای حفظ و نگاهداری و همچنین تنظیف قسمتهای مشترک و انجام سایر امور مورد نیاز بنا، دربانی استخدام نمایند.

فصل سوم‌: هزینه‌های مشترک‌

    ماده 23- شرکای ساختمان موظفند در پرداخت هزینه‌های‌ مستمر و هزینه‌هایی که برای حفظ و نگاهداری قسمتهای مشترک‌بنا مصرف می‌شود، طبق مقررات زیر مشارکت نمایند:

    در صورتی که مالکین ترتیب دیگری برای پرداخت هزینه‌های‌مشترک پیش‌بینی نکرده باشند، سهم هریک از مالکین یا استفاده‌کنندگان از هزینه‌های مشترک آن قسمت که ارتباط با مساحت‌زیربنای قسمت اختصاصی دارد از قبیل آب‌، گازوئیل‌، آسفالت‌پشت بام و غیره به ترتیب مقرر در ماده 4 قانون تملک آپارتمانها و سایر مخارج که ارتباطی به میزان مساحت زیربنا ندارد از قبیل‌هزینه‌های مربوط به سرایدار ، نگهبان‌، متصدی آسانسور، هزینه‌نگاهداری تاسیسات‌، باغبان‌، تزیینات قسمتهای مشترک و غیره ‌بطور مساوی بین مالکین یا استفاده‌کنندگان تقسیم می‌گردد. تعیین‌سهم هر یک از مالکین یا استفاده‌کنندگان با مدیر یا مدیران می‌باشد.

    تبصره ـ چنانچه به موجب اجاره‌نامه یا قرارداد خصوصی‌پرداخت هزینه‌های مشترک به عهده مالک باشد و مالک از پرداخت‌آن استنکاف نماید، مستاجر می‌تواند از محل مال‌الاجاره هزینه‌های ‌مزبور را پرداخت کند و در صورتی که پرداخت هزینه‌های جاری‌مشترک به عهده استفاده‌کننده باشد و از پرداخت استنکاف کند،مدیر یا مدیران می‌توانند علاوه بر مراجعه به استفاده‌کننده‌، به مالک‌اصلی نیز مراجعه نمایند.

    ماده 24 ـ هریک از شرکا که در مورد سهمیه یا میزان هزینه‌مربوط به سهم خود معترض باشد می‌تواند به مدیر مراجعه وتقاضای رسیدگی نسبت به موضوع را بنماید در صورت عدم‌رسیدگی یا رد اعتراض شریک می‌تواند به مراجع صلاحیت‌دار قضائی مراجعه کند.

    ماده 25 ـ هزینه‌های مشترک عبارتست از:

    الف- هزینه‌های لازم برای استفاده‌، حفظ و نگاهداری عادی‌ ساختمان و تاسیسات و تجهیزات مربوطه‌.

    ب ـ هزینه‌های اداری و حق‌الزحمه مدیر یا مدیران‌.

فصل چهارم‌: حفظ و نگاهداری تعمیر بنا

    ماده 26 ـ در صورتی که بین شرکا توافق شده باشد که‌ هزینه‌های نگاهداری یک قسمت از بنا یا هزینه نگاهداری و عملیات یک جز از تاسیسات فقط به عهده بعضی از شرکا باشد، فقط همین شرکا ملزم به انجام آن بوده و در تصمیمات مربوط به‌این هزینه‌ها تعیین تکلیف خواهند نمود.

    ماده 27- مدیر یا مدیران به ترتیبی که مجمع عمومی تصویب‌ می‌کند به‌منظور تامین هزینه‌های ضروری و فوری‌، وجوهی به‌عنوان تنخواه گردان از شرکا دریافت دارند.

.ذکر منبع در استفاده از مطالب و تصاویر الزامی است

نشانی :تهران، میدان آرژانتین، خیابان زاگرس، شماره 3

کدپستی:1514934411  صندوق پستی:3146-15875

تلفن: 84000

توجه : در صورتی که تمایل به برقراری ارتباط با واحد مورد نظر بصورت مستقیم داشته باشید، میتوانید با اضافه کردن شماره داخلی مورد نظر به شماره 84001 مکالمه نمایید.

ایمیل : info@icbar.ir

اعتیاد.

واقعا این بیماریِ اعتیاد دشمن بشریت و انسانیت و همه ی موجودات و طبیعت است.
همه مردم جهان یک جورائی معتاد هستند... من و شما هم معتاد به فیسبوک هستیم. نوزادان هم معتاد به پستانک و گهواره و بغل شدن و پفک هستند... عده ای از زنان خاندار هم بجای خانداری و شوهر داری و تربیت فرزند ، به دنبال خودنمائی و بدن نمائی و دلبری و عریانی و تحریک جوانان مجرد در جامعه هستند یا شبانه روز مشغول تماشای شبکه های ماهواره ای اشاعه دهند فساد و فحشا و اعتیاد و منکرات هستند... از طرف دیگر ، ما شیعیان هم چون پدر و مادرمان به ما گفتند ما شیعه هستیم و تشیع یعنی این ، به شیعه بودن خود سخت معتاد شدیم و معتادِ مردگان و قبور و زیارت و روضه و نوحه و مفاتیح و استخاره و نذر و نیاز و فال وعزا و گریه و زاری و ماتم شدیم و یک عمر ندانستیم که از گناهان هم باید پرهیز کنیم و یک عمر ندانستیم که بجای سیگار و قلیان و مواد مخدر و کارهای بیهوده باید به دنبال علم و دانش و تولید و صنعت و فناوری و کشاورزی و خودکفائی و عقل و خرد و منطق هم باشیم... ما معتادیم که بعضی ما ها حتی وقتی می خواهیم برای دزدی از دیوار مردم هم بالا برویم یا دست به برداشت ها واختلاس های خدا میلیارد تومانی بزنیم ، ناخودآگاه و براساس عادت ، بگوئیم یا علی مدد یا ابالفضل یا حسین تا بتوانیم خود را از دیوار سه متری منزلی یا از دیوار هزار متری قانون بالا بکشیم ، بدون اینکه یک ذره خدا و انبیا و ادیان و انساینت و رحم و مروت و انصاف و عشق و محبت را بشناسیم. ما معتادیم که بعضی از ما ها ، پول و رشوه ی کلانی خرج می کنیم تا در پُست و مقام مهمی استخدام یا منصوب یا انتخاب شویم و بتوانیم کشتی کشتی اختلاس و دزدی و غارت کنیم و روز بروز بر فقر و بیکاری و مشکلات یک ملت فداکار و ایثارگر و شهید داده و رنج کشیده ، بیفزایئیم .....
واقعا این اعتیاد بلای خانمانسوز و ایران سوز و انسان سوزاست... "عباس عبدالهی"

نکته های ظریف 3

 نکته های ظریف 3

فکر نکنید که دزدی وارتشا فقط در ادیان حرام و ممنوع است. بلکه در جهان ممنوع است

بعضی از مدیران و مسئولان بدانند ، حتی کفار هم دزدی و اختلاس را حرام و ممنوع می دانند

ای کسانی که نام فرزندان را نام ائمه می گذارید ولی راه خدا را فراموش می کنید ، بهوش!

خواندن وحفظ قرآن مهم نیست ، پرهیز از گناهان و انجام وظایف مهم است.

 هرکس به اندازه ذره ای بدی کند جزای آنرا می بیند وای به حال اختلاسگران و ناظرینِ آنان.

‏خدا بزرگ است یعنی در همه جا حاضر است ، خدا فقط در مکه و کربلا و نجف و مشهد نیست.

‏اگر میخواهیم روح انبیا وائمه را زیارت کنیم ، روح آنان در زیرسنگ قبورآنان مدفون نیست.

‏  دین برای درست زندگی کردن است ، برای جنگ و خونریزی و نفاق و جهل و فساد نیست.

‏دین اسلام بوسیله مسلمان نما هائی نابود می شود که در باطن دشمن اسلامند نه بوسیله کفار.

‏کسانی که به ظاهر سنگِ ائمه را بر سینه می زنند و اختلاس می کنند ، یزیدیان زمانند.

حتی اگر، یک کشورسکولارباشد ، نباید ، در آن فساد و منکرات و اعتیاد باشد.

بعضی ها فکر می کنند ، هرنوع گناهی بکنند ، همه پیامبران و ائمه ، شفاعتشان خواهند کرد.

کسانی که با تجاوزبه حقوق دیگران جهنمی می شوند ، پیامبران هم شفیع آنان نحواهند شد.

دین ، یعنی پرهیزازهمه گناهان وزشتی ها و بد اخلاقیها وانجام همه وظایف فردی و اجتماعی.

گیرم پدر تو بود فاضل ، از فضلِ پدر تو را چه حاصل؟؟؟

به ما چه ربطی دارد که در گذشته فلان شخص خوب یا بد بوده است ، ما چگونه هستیم؟

به ما چه ربطی دارد که در گذشته فلان فرد چه بوده و چه کرده است ، خود ما چه هستیم؟

گذشته چون انبانی از زباله است که بردوش خود حمل می کنیم ، از حال خود غافل نشویم.

وقتی وقت خود را در باره ی گذشته ، تلف می کنیم ، از حال خود غافل می شویم.

"از نظرات شخصی عباس عبدالهی"

مش فرج

Abbas Abdollahi:
مش فرج و شب اول قبر :


چند قدم پایین تر از نهر کرج
زیر ماشین رفت و له شد مش فرج

زد از این دنیای پر زحمت به چاک
غسل دادند و سپردندش به خاک

طبق معمول آمد آنجا دو مَلَک
با مداد و کاغذ و چوب و فلک

گفت با آن بینوا از روی خشم
هر چه میگویم بگو ... گفتا بچشم

گفت شغلت چیست؟ گفتا کارمند
ساکن تهران ولی اهل مرند

گفت برگو تا چه داری سور و سات
از نماز و روزه و خمس و زکات

یک به یک نام همه پیغمبران
بی غلط بشمر که باشی در امان

حج واجب گر بجا آورده ای
پول آن را از کجا آورده ای ؟

نامه ی اعمال گر باشد سیاه
می کنم من روزگارت را تباه

مش فرج از جا کمی جنبید و گفت
کم به گوش من فرو کن حرف مفت

من کجا وقت عبادت داشتم؟
کی مجال قرب و طاعت داشتم؟

نصف عمرم در اداره شد تلف
نصف آنهم شد تلف در توی صف

از برای روغن و صابون و نفت
آبرویم در میان خلق رفت !

دایما آنجا من شوریده بخت
می زدم در زیر کفشم نیم تخت

در اطاقی خیس منزل داشتم
فکر صاحبخانه در دل داشتم

روزه گر سی روز بوده برقرار
من تمام عمر بودم روزه دار

این مرا برنامه ی هر روزه بود
کی دگر وقت نماز و روزه بود

مرحمت فرما بیا روی زمین
چند روزی همچو ما شو خوش نشین

تا فراموشت شود لطف خدا
می شوی اهل جهنم مثل ما

گر تو می بودی به جای این حقیر
کفر می گفتی دمادم ای نکیر

مش فرج زین حرفها بسیار گفت
گفت و گفت و گفت و گفت و گفت

نامه ای داد و فرستادش بهشت
در میان نامه این مطلب نوشت

حامل این نامه قبل از مرگ خویش
سوخته در بین آتش پیش پیش

چرا دین و انسانیت و رحم و مروت از سیاره ی زمین رخت بر بست؟

چرا دین و انسانیت و رحم و مروت از سیاره ی زمین رخت بر بست؟
امروز در جهان شاید ده ها میلیون نفر از راه دین و مذهب یا دینفروشی و خرافات فروشی و اشاعه ی روایات و احادیث و کُتبِ دروغ وتوهمات ، نان می خورند ولی نه تنها خبری از دین و دیانت و انسانیت و رحم و مروت و انصاف و عشق و محبت و دوستی و وحدت ، در جهان نیست که نیست ، بلکه کار اکثر این دست اندر کاران و دکانداران دین و مذهب ، چیزی بغیر از ایجاد جنگ و جدال و تفرقه و نفاق و فتنه و لج و لجبازی ، بین ادیان و مذاهب نیست و هر مذهبی و هر دینی و هر فرقه ای و گروهی به نام خدا و رسول و دین ، دارند تیشه به ریشه دین و انسانیت می زنند و هر گروهی خود را برحق می داند و گروه های دیگر را ناحق می پندارد...
و همه این ندانم کاری ها ، درست بر خلاف راه خدا و انبیا و اولیا می باشد زیرا اینگونه روش های غلط ظلمی آشکار است بر شخصیت انبیا و اولیائی که نیستد در برابر این همه روایات و احادیث دروغ ، از خودشان و از دین دفاع نمایند...
در جهان اسلام 1400 سال است که عده ای که نه به خدا و نه به انبیا و نه به خلفا و نه به ائمه و نه به صحابه رسول ص هیچ اعتقاد و علاقه ای هم ندارند در جهت دشمنی با دین و دیانت ، به نام دین و مذهب و فرقه با انتشار روایات و احادیث دروغ از طریق اینترنت و رسانه ، همه مسلمانان را به جان هم انداخته اند که همه ما شاهد هستیم که ده ها تلویزیون دینی و مذهبی و فرقه ای با پول و بودجه ی اسرائیل و نظام سلطه و استعمار ، بدون پارازیت و فیلتر و با توان و کیفیت بالا شبانه روز مشغول تیشه زدن بر ریشه انبیا و اولیا و دین و انسانیت هستند و فلسفه ی کارشان این است که تفرقه و نفاق و فتنه بینداز و حکومت کن و غارت کن و ظلم وستم کن و مردم فقیر و محروم را به خاک و خون بکش... لازم نیست که من نام آن رسانه های منافق و فتنگر ماهواره ای را ببرم زیرا خودتان خوب آنان را می شناسید... آنان همان رسانه های شیعی و سنی و وهابی و داعشیِ صهیونیزمی و انگلیسی و استکباری هستند که این کارهای اشتباه را مرتکب می شوند... و نتیجه کارشان هم خودشان دارند می بینند که چیزی جز خون و آتش و گناه و معصیت و فساد و منکرات و جنگ و تفرقه و فتنه و عقب ماندگی و جهل و نادانی در جهان نیست...
نظر شخصیِ "عباس عبدالهی"

طوطی وار ها

واقعا این چه منطقی است که تا یک نفر نظر خودش را می دهد از وی روایت و حدیث و منبع می خواهیم؟
مثلا اگر من بگویم این حدیث از امام رضا ع است شاید شما بگوئید امام رضا ع براساس کدام سند و حدیث و روایت این سخن را گفته است... و اگر امام رضا بگوید از جدم علی ع می باشد. شاید عده ای بگویند علی ع براساس کدام روایت و حدیث چنین سخنی گفته است... الی آخر... بنابراین این روش بعضی ها که از ما سند و مدرک و روایت و حدیث می خواهند ، آیا فکر نمی کنند این یعنی استبداد و دیکتاتوری فکری و این یعنی مخالفت با رویه ی نظریه پردازی و شکوفائی مغزهای جوانان؟ آیا چون مثلا ما شاعری مانند حافظ داشته ایم دیگر ما حق نداریم هزاران برابر ماهرتر و شاعرتر از حافظ باشیم؟ از طرفی ما که می گوئیم براساس روایت معتبر از امام رضا ع ، پس کجا چهار شاهد بالغ و عاقل و هوشیار که گواهی بدهد و اگر خدای نخواسته آن روایت دروغ باشد و اصلا از امام رضا نباشد ، چگونه امام رضا می تواند بیاید و از خودش دفاع کند؟ چرا ما باید بجای بکار اندازی مغز فریز شده خود همیشه به دنبال گذشته و تاریخ و داستان و روایت و حدیث باشیم ؟ پس مگر ما خودمان انسان نیستیم و عقل و خرد و منطق و ادراک نداریم؟... "عباس عبدالهی"

شناخت خدای واقعی.

شناخت و اثبات خدای واقعی .
اگر فرض کنیم ، که هنوز هیچ مخلوقی یا موجود زنده ای خدای واقعی و اصلی را یک ذره نشناخته است ، چون عقل و ذهنیات هیچ کس به این چیزها قد نمی دهد ، این پرسش مطرح می شود که پس خدا چیست؟؟؟
خدائی که ما تصور می کنیم ، همان تصورات ذهنی مخلوقات و موجودات زنده از جمله انسان است و چون مثلا در سیاره ی زمین فعلا هشت میلیارد انسان زندگی می کند که اذهانشان با هم فرق دارد ، می توان گفت که در سیاره ی زمین هشت میلیارد خدای ذهنی و خیالی وجود دارد که با توجه به اینکه تصورات ذهنی یک انسان در طول زندگی دائما متغییر است ، بنابراین می توان گفت که خیلی بیشتر از هشت میلیارد خدای ذهنی و خیالی وجود دارد... ولی همه از شناخت یا شناسائی خدای واقعی یا حقیقی عاجزند...
دانشمندانی که فوق پروفسورای علوم فضائی و کوانتم هستند ، خدا را به گونه ی دیگری تصور می کنند که دیدگاه و اذهان آنان با منِ کم سواد ، زمین تا آسمان فرق دارد...
آن دانشمندان می گویند اگر هر چیزی سازنده ای دارد و هر معلولی علتی دارد ، پس سازنده خود خدا کیست یا چیست یا می گویند اصلا چیزی به نام زمان و مکان وجود ندارد... حتی بعضی ها می گویند آیا خدا انسان را خلق کرد یا انسان خدا را خلق کرد؟ البته به نظر من منظورشان همان خدای خیالی و ذهنی و فرضی است که من در بالا اشاره کردم...
برای مثال منِ کم سواد هم هرجائی که از خود و دنیا و همه چیز و همه کس نا امید شدم و همه راه ها را به روی خود بسته دیدم ، فورا دست به دامان خدائی فرضی یا خیالی و ذهنی خودم می شوم یعنی خدائی که اندازه و قد و قواره ی آن به کوچکی و اندازه ی عقل و شعور و ذهن کوچک خودم هست و تصور می کنم خدا در بالای آسمان است و دستم و سرم را به طرف بالا متوجه می کنم یا تصور می کنم خدا در کعبه و مکه و مدینه و کربلا و نجف و شام و مشهد و قم و شیراز و کاظمین یا در مقبره امام زاده سرِ کوچه مان است... حتی بعضی وقت ها ذهن من آنقدر ضعیف و ناتوان و کوچک می شود که اصلا فکر می کنم خدا همان حضرت ابوالفضل عباس است یا همان علی و حسن و حسین و فاطمه و زینب می باشد و بجای اینکه بگویم یا الله و یا خدا می گویم یا عباس و یا علی و یا حسین و یا جد نسابه ی داراب ویا امام زاده اسماعیلِ فسا یا شاهچراغِ شیراز و یا امامزاده بیژن و غیره و تصور می کنم خدای واقعی همین ها هستند... با تشکر ، "عباس عبدالهی"

آیا واقعا ما شیعه هستیم؟

آیا ما شیعه یا پیرو ائمه اطهار و معصومین هستیم؟
به نظر من ، اگر بودیم ، حتی یک صدم در صدِ ما هم اهل سیگار و قلیان و مواد مخدر و روانگردان و مشروبات الکلی نبودیم ، حتی یک صدم در صدی ما هم ، قاچاقچی و تولید کننده و توزیع کننده و فروشنده ی دخانیات و مواد مخدر و هر گونه کالاهای مضر و مسموم و بنجل و ضد فرهنگی و ضد اقتصادی نبودیم و اگر یک دستفروش یا دوره گرد یا مغازه داری در جلوی درب کودکستانها و مدارس و دانشگاههای ما و گذرگاههای ما می آمد و به فرزندان ما سیگار و قلیان و مواد مخدر و مانند اینها می فروخت ، سکوت نمی کردیم و بی تفاوت نبودیم. زیرا ائمه ما هم اینگونه نبوده اند. اگر شیعه بودیم ، در برابرِغارتگرانی که خاک مملکت ما را به توبره کشیدند و به دشمنان ما فروختند و در برابر کسانی که این همه نعمات و برکات خدادادی و طبیعتِ ما را خاکسترکردند و ما را به خاک و خاکستر سیاه نشاندند ، یعنی کسانی که برای تصاحب غیر قانونی و نامشروع این همه جنگل پر برکت و سرسبز و طبیعتِ ما و صد ها میلیون اصله درخت ما ، جنگلها را عمدا به آتش کشیدند و آنها را خشک کردند و به ویلا و کاخ و برج تبدیل کردند و به قیمت هزاران برابری به این و آن فروختند یا درون آنها به عیش و عشرت و خوشگذرانی پرداختند و به ریش محرومین جامعه خندیدند ، ساکت و بی تفاوت نبودیم. اگر شیعه بودیم ، حتی یک ریال باج و رشوه به زورگیران و قلداران نمی دادیم یا نمی گرفتیم یا اهل پارتی بازی و تبعیض و رابطه بازی و حق کشی نبودیم. اگر شیعه بودیم به غارتگران اجازه نمی دادیم به نام دین و مذهب از سفره محرومین و ایتام و بی پناهان ما بزنند و به جیب بیگانگانِ ضد ایرانی واریز نمایند تا در محافل و مجامع بین المللی بر علیه ما بیانیه امضا کنند. اگر شیعه بودیم ، واجبات و وظایف فردی و اجتماعی خود را فراموش نمی کردیم و از گناهان بزرگ و کوچک و مکروهات و تخلفات و قانونشکنی و هنجار شکنی و بی فرهنگی و بی اخلاقی و یا جرم و جنایت و اوباشگری پرهیز می کردیم... البته شیعیان واقعی و راستین هم وجود دارند و منظورم به بعضی کسانی بود که مدعی دروغین دین و ایمان هستند ولی اکثریت اعمال و رفتار و گفتارشان درست مغایرراه خدا و انبیا و امامان معصوم ع است ، می باشد... با تشکر از همه شما خدا جویان راستین ، "عباس عبدالهی"

علم و آگاهی

علم و آگاهی ...

آیا می دانید که افرادی که از رسانه های ماهواره ای و اینترنتیِ جهانی استفاده می کنند ، اطلاعات و آگاهی دینی و مذهبی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و عمومیشان هزاران برابر افرادی است که این گونه رسانه ها و استفاده از آنها را غیر قانونی و غیر شرعی و حرام می دانند و از آنها استفاده نمی کنند ، می باشد؟

منظور از این پرسش این است که مثلا اگر ما در یک خانواده ی خداناباور یا همان کافر متولد شده بودیم یا اگر در یک محله و منطقه یا شهر و کشورِ خدا نا باور و کافر متولد شده بودیم ، به احتمال بسیار زیاد تا آخر عمر خود کافر و خداناباور باقی می ماندیم... ولی اگر از همان کودکی از طریق مطالعه و تحقیق و انواع رسانه های جهانی اطلاعات و آگاهی های خود را از یک واحد به میلیاردها واحد می رساندیم ، به احتمال زیاد خدا نا باور و کافر نبودیم و می توانستیم ، بفهمیم که بغیر از همین شیشه و پستانک و خوردن و خوابیدن و دستشوئی کردن ،  بی نهایت کهکشان یا همان کائنات با چه حجم و عظمتی وجود دارد و درک می نمودیم که این همه عظمت بدون سازنده و خالق و مدیر و مدبر و برنامه و علم و دانش هرگز ممکن نخواهد بود و به احتمال زیاد ، خداباور می شدیم و بی اختیار در برابر عظمت خالق سر تعظیم و سر سجده و بندگی فرود می آوردیم و دست از غیر خدا پرستی و بت پرستی و مرده پرستی و قبرپرستی و سنگ پرستی و ماده پرستی و شهوت پرستی و پول پرستی وخرافات و توهم برمی داشتیم و بجای اینکه از بندگان خدا کمک بخواهیم ، از خدا و عقل و منطق و اعضا و جوارح خود کمک می گرفتیم و در دل خود می گفتیم یا خدا ، یا رب ، یا الله ، یا خالق و هرگز نمی گفتیم یا کوروش و یا داریوش و یا فرعون و یا هیتلر ، یا فلان بنده ی بی جان و بی حرکتِ وناچیزِ خدا...

ولی چرا دراین عصرِ انفجار اطلاعات و رسانه ، هنوزهم عده ای از اقوام و طوایف و فِرَق و گروه و ملل و افراد مختلف ، یک عمر در جهل و نادانی و خرافات و توهم و تعصبات خشک و یک دندگی و لج و لجبازیِ خود دست و پا می زنند و هر کسی خود را عقل کلِ جهان می داند و هرکسی مرام و مسلک و فرهنگ و راه و روش و کار و زندگی و دین و مذهب خود را بهترینِ بهترین های جهان می داند؟ هرکسی برای رسیدن به سعادت و خوشبختی و رفاه و پُست و مقام و امیال مادی خود و حتی برای رفتن به بهشت دیگری را بی رحمانه می کشد و تکبیر می گوید؟

چرا همه دزدان و غارتگران و ارتشا گران و قاچاقچیان و کلاهبرداران و ربا خواران و آدم کشان و زور گویان و ستمگران ، راه و روش خود را بهترین راه و روش می دانند و یک عمر به راه غلط خود ادامه می دهند؟ چرا همه ی مصرف کنندگان و وارد کنندگان و تولید کنندگان و فروشندگانِ سیگار و قلیان و صد ها نوع مواد مخدر و روانگردانِ وکالاهایِ مضر و کشنده و ویرانگر ، راه و روش خود را بهترین راه و روش می دانند و به آن هم افتخار می کنند؟  

با تشکر از همه ی شما فرهیختگان گرامی ، "عباس عبدالهی"

نظام سلطه با چه ابزاری مانع پیشرفت مسلمانان می شود؟

نظام سلطه با چه ابزاری مانع پیشرفت مسلمانان می شود؟
نظام جهانی سلطه ، بوسیله دین و مذهب ، یک ونیم میلیارد مسلمان را بجان هم انداخته و آنان را به داستانهای بیهوده و تکراری و روایات راست و دروغِ 1400 سال گذشته گرفتار نموده است ، تا مسلمانان را از پیشرفت و تمدن و دانش و فناوری و خودکفائی دور نماید و همه را به دخانیات و دود و دم و اعتیاد و بیماری و غم و اندوه و عزا و ماتم و افسردگی و غفلت واتلاف وقت و فقر و فلاکت و نامیدی بکشاند و هنگامی که ما سرگرم و گرفتار کارهای بیهوده و در خواب غفلت هستیم ، همه ثروتها و حقوق ما را به تاراج ببرد و حتی حق حیات و زندگی و اندیشه را از ما بگیرد؟
" با تشکر عباس عبدالهی"

اسلامی ترین کشور جهان

اسلامی ترین کشور دنیا کجاست ؟

نتايج تحقيق دكتر حسين عسگری و خانم دكتر شهرزاد رحمان از اساتيد دانشكده علوم تهران با عنوان "كشورهای اسلامی چقدر اسلامی هستند؟ " خيلی جالب است

متغير های بكار رفته در اين تحقيق در ابعاد حقوق سياسى، اقتصادی و زيست محيطی بر اساس قرآن و سنت پيامبر اسلام بوده است و جمعا ١١٣ شاخص مورد بررسى قرار گرفتند. مثلا در بعد اقتصاد، شاخص سلامت و عدم فساد و ربا و بهره پول و در بعد اجتماعى، شاخص آزادى مدنى، امر به معروف و نهي از منكر، صاحبان قدرت و رعايت حقوق زنان و در بعد زیست محیطی شاخص میزان آلوده کردن محیط زیست، توجه به بهبود کیفیت زندگی و ...

نتیجه:اسلامی ترين كشور دنيا:رتبه  اول"سویس" رتبه دوم المان، رتبه سوم کشورهای شبه جزیره اسكانديناوی (دانمارک-سوئد-نروژ-فنلاند)

جالب اينكه تا رتبه ٣٧ هيچ كشور اسلامى وجود نداره!! بعد از اون رتبه ٣٨ مالزی اولین کشور اسلامی در این پژوهش است,

و جالب تر از همه اینجاست که کشور ايران از اين جهت دارای رتبه ١٦٣ است!!!!!!!

یعنی مسلمانان در عمل نتوانستند به چیزهایی که ادعا کردند برسند، اما کشورهای غیرمذهبی که براساس حاکمیت قانون و اخلاق اداره می شوند، به نتایج خوبی رسیدند..

 

http://mardomiha.ir/fa/news/39728/%D9%83%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF

 
  BLOGFA.COM